خرید بک لینک
دسته بندی : نوشته ها نمی نویسم … کــه کـلـمـات را الــوده نـکـنـم بـه گـنـاه… گـنـاهـی کـه از ان مــن اسـت… نمی نویسم … تـا سـکـوت را بـیـامـوزمـ…. نـمـی نـویـسـمــ…. تـا احـسـاسـاتم را مـحـبـوس کـنـمــ…. تـا نـخـوانـی… نـدانـی…. کـه چـه مـی گـذرد ایـن روزهـا بـر مــن!! مـی خـنـدمــ…. تـا یـادم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

ﺩﯾﺮﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﭘﯿﺎﻣﯽ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﺧﺐ ﺣﺘﻤﺎ ﺷﺎﺭﮊ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ !!! جواد خیابانی در حال گفتن تبریک عید ۱۳۹۲ :بله امروز عید … نه الان دیگه سال تحویل شد الان دیگه تو فردا هستیم !آره الان دیگه امروز نیست الان فرداست که سال تحویل شد !آره سال ۱۳۹۲ فرداست نه امروز … اگه یه موقع از جلوی خشکبار فروشی رد شدی و چشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دسته بندی : شعر یادت بیارهمون روزو یه غروبی تودیروزو یه روز سردبی رمق یه چتر باز تودست من یه روز خیس اما قشنگ که میبارید ازهمه رنگ گلوله های بارونی خیلی سریع خیلی قشنگ توقلبامون مثل فشنگ به خاطر بیار مرا برای تو برای من برای روزای قشنگ برای رنگ پریدنات برای دست لرزیدنات برای اشک روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دسته بندی : شعر خیلی شبا غصه دارم نکنه تو بی خواب منیکاشکی تواز نبودنم یه خرده بی تابی کنی فک می کنم که قلب تو فقط واسه من می زنهاینم یه نوع توهمه ؛یه حس ِ غیرممکنه من دارم تباه میشم ،تو زندگی تو می کنیمیدونم خوب بلدی زندگی مو بسوزونی "ٱره من سوختنم و برای تو دوس دارمحتی این پیر شدن ُ به پای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دسته بندی : شعر بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره ترس از این دارم که بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دسته بندی : شعر غروبا میون هفته بر سر قبر یه عاشق یه جوون میاد میزاره گلای سرخ شقایق بی صدا میشکنه بغضش روی سنگ قبر دلدار اشک میریزه از دو چـشمش مثل بارون وقت دیدار زیر لب با گریه میگه : مهربونم بی وفایی رفتی و نیستی بدونی چه جگر سوزه جدایی ! آخه من تو رو می خواستم ، اون نجیب خوب و پاک اون صدای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دسته بندی : شعر در آتش رهایم ، خدا شاهد است ! به غم مبتلایم ، خدا شاهد است ! شب است و دل و بیکسی ، وای من ! به درد آشنایم ، خدا شاهد است ! دگر صبر و تابی ، دگر طاقتی نمانده برایم ، خدا شاهد است ! دلم میگدازد در آتش ، دریغ ! به غم همنوایم ، خدا شاهد است ! شکسته است آیینه های مرا غم دیر پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

خدا خیرت دهد « مستر زاکر برگ» که من را یک شبه خوشبخت کردی خیال بنده را از حیث شوهر در این قحطی شوهر تخت کردی زدم عکسی به« وال فیس بوکم» قشنگ و دلرباتر از« شکیرا» فتوشاپش چنان کردم که گویی نباشد دختری چون من به دنیا اگر چه چل بهار از من گذشته نوشتم بنده هستم بیست ساله و آن ها را برای درک بهتر به عکس«ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

افرادي که ناسپاسي کنند و نسبت به کساني که حق و ديني از آنها بر عهده داشته باشند، حق نمک و زحمت را به جاي نياورند، سهل است بلکه در مقام ايذا و اضرار مخدومان و ذوي الحقوق برآيند چنين افرادي را به سگ نازي آباد تشبيه و تمثيل کرده مي گويند: «فلاني سگ نازي آباد است. نه غريبه مي شناسد نه آشنا.»اکنون ببينيمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دسته بندی : مطالب خنده دار دل میرود زدستم! دکتربده دوا رانسخه بپیچ کم کم، دردم شد آشکارا دل درد و زخم معده آید سراغم این ماهلطفی کن ای طبیبا ، معذوردار ما را کلّیه ام دوباره این ماه سنگ سازدآمپول و قرص و شربت تجویز کن نگارارا ازفرط تشنه کامی چشمم رود سیاهیباشد که باز بینم ، در مطّب آشنا را هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:37

صفحه بندی